خرید بک لینک
نویسنده: پویا جفاکشسمینول هادر سال 1812، اندرو جکسون در جنگ با سیمارون ها یعنی ارتش متحدی از بردگان فراری و سرخپوستان، آنها را شکست داد و به فلوریدا در محلی که به نام ایندیانا یعنی سرزمین هندیان معروف شد هزیمت داد. بعضی این مهاجرت را عامل پیدایش جمعیت مرموز سمینول ها که یک جمعیت دورگه ی سیاهپوست-سرخپوست در اوهایو و فلوریدا هستند میدانند. با این حال، امروزه که تاریخ قبل از جنگ داخلی امریکا مورد سوال هایی است بعضی میپرسند که آیا این قوم واقعا نتیجه ی یک اتحاد سیاسی-جنگی بردگان سیاه با زردپوستان بومی است یا به هم پیوستن طبیعی اقوامی که قبل از انگلیسی ها تمدن امریکا را اداره میکردند؟ تاریخ امریکا به طرزی عامدانه فقط جنگ و غلبه را برجسته و پیشرو همه چیز در روابط انسان ها میکند. حتیبعد از این که خشکسالی در نوادا باعث بیرون آمدن بقایای شهر سنت توماس در نزدیکی شهر کلارک کنونی شد، مردم یاد آن افتاده اند و زیر لب زمزمه میکنند شاید شهر سنت توماس عمدا زیر آب سد رفت تا مردم یادشان برود که زمانی این جامعه از به هم پیوستن صلح طلبانه ی سیاهان و زردپوستان پدید آمد. مدتها است که جریان های مسلمان سیاهپوست امریکایی ادعا میکنند که در امریکا بومی بوده و از نسل موآبی های همسایه ی یهودیان در خاورمیانه اند. اکنون با آشکار شدن لحظه هایی کمتر صحبت شده از تاریخ امریکا این سخن کمتر غیر منطقی به نظر میرسد. پس از لغو بردگی و آزادی بردگان، گروه هایی از بردگان آزاد شده به خیال این که از افریقای غربی آمده اند، به آنجا برگشتند و سرزمین جدید، لیبریا یعنی سرزمین آزادی نامیده شد تا گواه آزادی بردگان باشد. اما مخارج سفرهای دریایی مربوطه آنقدر زیاد بود که از جایی متوقف شدند و فقط 5000 نفر برگردانده شدند که از این ج

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 17:22

نویسنده: پویا جفاکشاین حکاکی منسوب به آرنولدوس مونتانوس در سال 1680، سفارش شرکت هند شرقی برای گزارش مشاهدات ژاپن است و بت دیوی به نام ویزلی پوزلی در هیبت شیاطین مسیحی را نشان میدهد که ایزدی گراز شکل او را میکشد تا او به قالب جدیدی تغییر کند. قاعدتا این موجود گراز شکل، باید همان ویشنو خدای هندو باشد که در آواتار وراهه به شکل گراز، یک راکشاسا (شیطان هندو) به نام هیرانیا آکشا را کشت و پس از آن، هیرانیا کاشیپو -برادر هیرانیا آکشا- دشمن انتقامجوی ویشنو و پیروانش شد. به نظر میرسد کسی که بر مراسم حکاکی فوق نظارت دارد، همان کسی است که نقش یک شیر نر بر پشتش دیده میشود. این شیر باید اشاره به "نارا سیمها" –در لغت به معنی شیر نر- باشد که آواتار دیگری از ویشنو است که به شکل یک نیم شیر –نیم انسان تصویر میشود. این آواتار بخصوص با برجستگیش در حکاکی فوق، یادآور مجسم شدن یهوه خدای یهود به شیر و تبدیل شدنش در همین قالب به خدای مسیحیت است. بی هیچ تردیدی، تمام مسائلی که بتوان به شیاطین مسیحی و تصور امت هایی به عنوان شیطانپرست در عقبه ی آنها به جبهه ی مقابل ویشنو به جای یهوه در هند نسبت داد، در جرگه ی پیروان خدای محبوبی به نام شیوا جای میگیرند. برهما، ویشنو و شیوا، به ترتیب خدایان خلقت، محافظت و نابودی در هندوئیسم هستند. شیوا یک بار چون در مراسم اهدای قربانی خدایان حاضر نشده بود، به مراسم حمله برد و آن را تخریب کرد و در این هنگام، برهمنی او را نفرین کرد که از این پس، فقط گمراهان و افراد شرور، پیروان شیوا خواهند بود. شیوا مظهر زمان و از این جهت، نامبردار به کالا یعنی زمان است. وقتی که به خواب میرود جنبه ی زنانه ی او به نام کالی (مونث کالا) فعال میشود و درحالیکه با گردنبندها و کمربندهایی از دست ها و

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 17:22

نویسنده: پویا جفاکشوانگ یون، در جلو چشمان دشمنانش، با پرت کردن خود از بلندی، خودکشی میکند.: گراوری از نسخه ی قدیمی رمان سه پادشاهی از سلسله ی چینگدر رمان کلاسیک چینی "داستان سه پادشاهی" منسوب به لو گوانگ جونگ و قرن 14 میلادی، شخصیت عجیبی داریم به نام "دیائو چان" که از هر جهت قابل مقایسه با جودیت زن قهرمان یهودی در تورات است. درست مثل جودیت که همسر هولوفرنس فرمنانده ی آشوری فاتح یهودیه میشود تا او را بکشد، دیائوچان نیز با نقشه ی پدرخوانده اش وانگ یون، معشوقه ی دنگ ژو نخست وزیر درنده خویی میشود که قصد غصب تخت سلطنت سلسله ی لیو در امپراطوری هان را دارد و هدف از این معاشقه نیز قتل دنگ ژو است، اما دیائوچان خودش مستقیما دنگ ژو را نمیکشد بلکه با معاشقه ی دو طرفه بین دنگ ژو و پسرخوانده اش لو بو، باعث قتل دنگ ژو به دست لو بو میشود. پس از این اتفاق، وانگ یون نخست وزیر میشود ولی در کمتر از یک سال، در شورش لی جوئه و گوسی سرداران دنگ ژو شکست میخورد و با پرت کردن خود از بلندی خودکشی میکند. با این حال، رمان درباره ی سرنوشت دیائوچان ساکت است. همینقدر معلوم است که او به همسری لوبو درآمده و همراه او فرار کرده است چون در یکی از جنگ های بعدی اشاره ای به او میشود. اما روایت های دراماتیک عمدتا ناشی از تئاتر سنتی چینی، نیاز دیده اند که برای این شخصیت، پایانی در نظر بگیرند. در یک روایت، دیائوچان در زمان پیروزی لی جوئه و گوسی توسط آنها اعدام میشود. در روایتی دیگر، دیائو چان، بعدا و در زمان شکست لو بو از سائو سائو، به همراه لوبو توسط سائو سائو اعدام میشود. در روایتی دیگر، سائو سائو پس از اعدام لو بو، دیائو چان را نگه میدارد و هنگامی که میخواهد گوان یو را راضی به اطاعت از خود کند، دیائو چان را به او می

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 17:22

نویسنده: پویا جفاکشامروزه معمولا زندگی افراد بر اساس انگیزه های شخصی به چهار مرحله تقسیم میشود، هرچند زمان رسیدن به هر مرحله در افراد گوناگون یکسان نیست. مرحله ی اول، مرحله ای است که فرد در آن، درگیر تقلید صرف از بزرگترها و سپس اجتماع است و کارهایی را تکرار میکند که بیشترین افراد دور و برش میکنند. مرحله ی دوم، مرحله ای است که فرد در آن به شناسایی شخصیت فردی خود برمی آید و میتواند به جدا شدن او از افرادی که قبلا میشناخته است بینجامد. در این مرحله، مهارت های گوناگونی را که توجهش را جلب میکنند امتحان میکند، در بعضی موفق میشود و در بعضی شکست میخورد و در نهایت با کشف توانایی های واقعی فردی خود به مرحله ی سوم پای مینهد، یعنی مرحله ای که در آن، از این توانایی ها برای موفقیت در راه اهداف بزرگ جامعه چون تشکیل خانواده و به دست آوردن حداکثر پول و دارایی و لذت های مادی استفاده میکند. این مرحله معمولا تا بازنشستگی فرد، تداوم می یابد، یعنی زمانی که فرد در اثر پیری، دیگر قادر به استفاده ی بیشتر از توانایی های خود در راه اهداف یاد شده نیست. از این جا مرحله ی وحشتناک چهارم شروع میشود: مرحله ای که اهداف فرد تغییر نکرده، ولی فرد نمیتواند آنها را دنبال کند و به همین دلیل، احساس پوچی و به درد نخوری میکند. تنها چیزی که میتواند انسان ها را قبل از رسیدن به این مرحله دچار تردید در انگیزه های خود کند، یک تروما است و آن میتواند حاصل یک شکست تجاری، طلاق یا شکست عشقی آسیب زننده ی دیگر، مرگ یک عزیز، مشاهده ی شکست فردی که او را الگو قرار داده بودید، پی بردن به درستی نصیحت دوستی که سال ها است با او قطع رابطه کرده و حتی از سرنوشتش بی اطلاعید، تجربه ی نزدیک به مرگ یا nde، و یا چندین اتفاق ناخوشایند پشت سر هم

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 14:26

نویسنده: پویا جفاکشدر سال 1931، زمانی که با گسترش جنگ های عظیم و استثمارگرانه، نگاه های مثبت مدرنیست ها به پیشرفت تکنولوژی و تمدن مدرن، توسط ابرهای شک و ابهام محاصره میشد و آینده نگری ایدئالیستی جای به بدبینی واقع گرایانه میداد، اینشتین به دعوت یک اندیشکده ی روشنفکری، به نامه نگاری با زیگموند فروید که چندان او را نمیشناخت، پرداخت و نظر او را درباره ی جنگ پرسید. فروید تا آن زمان، چندباری نظریاتش را درباره ی جنگ تغییر داده بود. وی که در اواخر قرن 19 پرخاشگری و جنگ طلبی را بخشی از غریزه ی مردانه و وسیله ی جذب جنس مخالف به مرد تلقی میکرد، به مرور به سوال چگونگی رشد تمدن علیرغم تضاد آن با جنگ جلب شد و سعی نمود تا جمعی شدن جنگ ها را در نسبت با متمدن شدن انسان توضیح دهد. بر این اساس، به نظریه ی کارل آبراهام جلب شد که بین جنگجویی و عیاشی های توتمی مردم بدوی ارتباط قائل بود؛ در هر دو مورد، نظم اخلاقی موقتا و در یک پروسه ی تحت کنترل حاکمان جامعه نقض میشود. فروید به توسعه ی این ایده پرداخت که سرکوب غریزه ی جنگجویی توسط تمدن، سبب میشود تا آن در انسان ها تلنبار شود و حاکمان جامعه نیاز ببینند هر از چند وقت با ایجاد یک جنگ ظاهرا مشروع، مردم را به جنگ کسانی که به راست یا دروغ ادعا میشود نظم جامعه را مورد حمله قرار داده اند بفرستند تا پیوستگی جامعه به خطر نیفتد. با این حال، فروید در راه این نظریه، مانع بزرگی می یافت و آن، غریزه ی صیانت ذات و این واقعیت بود که آدم نورمال عاقل، مسلما آنقدر جان خود را دوست دارد که وقتی ببیند دارد فدای دروغ میشود، از به خطر انداختن جان خود سر باز بزند. بنابراین فروید از اوایل دهه ی 1920 دوگانه ی اروس و تاناتوس را مطرح کرد که اولی نماد غریزه ی زندگی دوستی و دومی ن

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 15:01

نویسنده: پویا جفاکششاهزاده یاماتو تاکرو در ظاهر یک زن خدمتکار، رهبر کوماسوها را چاقو میزند.دروازه ی بهشت و نگهبانان آنسریال ماجراهای تام سایر (1938)در ادبیات کلاسیک، رمان های زیادی از قرن 19 یا منسوب به آن تا اوایل قرن بیستم وجود دارد که قهرمانانشان نوجوانان یتیم یا بدسرپرستی هستند که روی پای خود می ایستند و حداقل مدتی را به دور از خانواده شان زندگی میکنند؛ از تام سایر و هکل بریفین و الیور توئیست گرفته تا آن شرلی و پرین و کوزت. موضوع بچه های یتیمی که با خانواده هایی غیر از والدین خود یا در یتیم خانه زندگی میکنند، تا نیمه ی قرن بیستم موضوع پر توجهی بوده و دلیل آن، زیادی جنگ ها در این دو قرن ذکر شده است. با این حال، تعداد فرزندان یتیم شناخته شده برای عموم، هیچ وقت به حدی که انتظار میرفته، نبوده است و شاید علتش این باشد که بسیاری از این یتیم ها مثل پرین و هکل بریفین داستان ها با سرگذشت های جعلی و هویت های دروغینی که برای خود ساخته بودند، در سفر بودند: جوانانی که در حکومت ها تحت مغزشویی قرار گرفته بودند تا معلمان و رهبران مذهبی و سیاسی جوامعی غیر از جامعه ی زادگاهشان باشند. البته از خود قرن 19 داستان های پوششی برای سفرهای یتیم ها وجود داشت که البته فقط در اروپا و امریکا که سفرهای آنها قابل مشاهده و مورد سوال بود پیش می آمد. همه چیز از سوال درباره ی چرایی نامیدن امریکا به «دنیای جدید» شروع شد. در دوران فوران بی سوادی، کمتر کسی داستان های الانی درباره ی کشف یک قاره ی مسکون توسط اروپایی ها را میدانست. در امریکا کسی از این که حق سرخپوست ها را خورده است احساس گناه نمیکرد، چون یکی از تخیلات موجود این بود که زمانی گنبد آسمان، فقط محدوده ی اروپا را در بر میگرفت، سپس آسمان گسترش یافت و بق

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 15:01

نویسنده: پویا جفاکشگیلان، لاهیجان: میدان مرکزی شهرسال 1955: ملکه الیزابت دوم به هایله سلاسی و همسرش ادای احترام میکند.راست: پاپ پیوس دوازدهم با تاج سه گانه- وسط: پاپ سیلوستر اول (بانی شورای نیقیه) با تاج سه گانه و عصای صلیب سه گانه- چپ: پرستر جان بر نقشه ی نوبیا با تاج سه گانه و عصای صلیب سه گانهیکی از مهمانان جشن های 2500ساله ی شاهنشاهی در ایران دوره ی پهلوی، هایله سلاسی آخرین امپراطور اتیوپی بود. هایله سلاسی و محمدرضا شاه دوستان نزدیکی بودند و شاه و ملکه اش فرح در سفر به اتیوپی از استقبال و پذیرایی خوب امپراطور و ملکه ی اتیوپی برخوردار شده بودند. با این حال، شباهت های این دو فرمانروا بسیار بیش از اینها بود. هر دو آنها آخرین پادشاه سلسله شان بودند و هر دو در انقلاب سیاسی سرنگون شدند. هر دو سلسله در جنگ جهانی دوم، در آستانه ی انحلال قرار گرفته بودند. رضا شاه پدر محمدرضا شاه به سبب همکاری با آلمانی ها در هجوم متفقین سرنگون شد و اگرچه اول قرار بود در کشور جمهوری برقرار شود اما درنهایت حکومت پهلوی با شاه شدن پسر شاه وقت تداوم یافت. هایله سلاسی نیز پس از چند جنگ با ارتش ایتالیای فاشیست، شکست خورد و از کشور گریخت ولی به کمک متفقین بازگشت و در نظر مردمش همچون یک فاتح نیرومند جلوه کرد. هم محمدرضا شاه و هم هایله سلاسی، حکمرانانی مستبد بودند و از جایی در حکومتشان از اصلاح سیاسی دست کشیدند. ثمره ی این کار نیز رواج فساد اقتصادی-سیاسی و نارضایتی عمومی بود. درباره ی هر دو نیز دو روایت مختلف به وجود آمد: بعضی همه ی ایرادها را از حاکم میشمردند و بعضی میگفتند حاکم خوب است، ولی کسانی که اطرافش هستند نمیگذارند اخبار واقعی مملکت به گوش حاکم برسد. هر دو حاکم، وقتی با شورش های مردمی مواجه شدند، د

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 15:01

صفحه بندی